افزایش فشار از دو مسیر متفاوت

.

مرتضی ایمانی‌راد تاثیر نتیجه انتخابات امریکا بر اقتصاد ایران را در دو سناریوی مختلف پیشنهاد می‌کند.

این مطلب در هفته نامه تجارت فردا منتشر شده است و در هر دو سناریو، وضعیت اقتصاد ایران بررسی می‌شود. اگر ترامپ پیروز انتخابات شود، اقتصاد ایران به کدام سمت خواهد رفت و اگر بایدن پیروز شود، اقتصاد ایران به کدام سو خواهد رفت؟

*اگر ترامپ بار دیگر پیروز انتخابات شود، جهت حرکت اقتصاد ایران به کدام سمت خواهد بود و اگر بایدن رئیس جمهور آمریکا شود، اقتصاد ایران به کدام سو خواهد رفت؟

*تفاوت اصلی این دو گزینه در رویکرد مقابله و مواجهه امریکا با ایران چیست و شما مشخصه‌های بارز هر کدام از دو سناریوی پیروزی ترامپ یا پیروزی بایدن را چه مواردی می‌دانید؟

انتخابات ریاست جمهوری نه تنها برای ایران بلکه برای کلیه کشورهای جهان مهم است. مانورهای بدون فکر و چالش برانگیز ترامپ در برخورد با مسایل جهانی و ایجاد تنش های غیرضروری کشورهای جهان را در نگرانی فروبرده است. بنابراین برای ایران هم مهم است که در انتخابات ریاست جمهوری امریکا کدام حزب سر کار می آید. یک نکته را در این باره باید مورد توجه قرار داد و آن هم هم وجود اختلاف نظر بین دو حزب غالب در سیاست امریکا است. این دو حزب به طور معمول سیاست های متفاوتی دارند، نگاهشان به جهان متفاوت است و دارای عملکرد متفاوتی در بازار جهانی هستند.  ولی این تفاوت ها در یک سری مواضع استراتژیک به خصوص درباره نظم اقتصاد جهانی از بین می رود و بیشتر جنبه فراحزبی پیدا می‌کند. به عنوان مثال نحوه برخورد جمهوری خواهان و به طور مشخص دولت ترامپ با چین و ایران کاملاً با نحوه برخورده اوباما، یعنی زمانی که دموکرات ها در راس امور بودند تفاوت دارد، ولی در نظر داشته باشیم که جهت گیری کلی و استراتژیک دو حزب تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند و بنابراین وقتی که می خواهیم تاثیر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را بر شرایط جهان و به خصوص بر شرایط اقتصادی کشور خودمان بررسی کنیم باید به این تمایز توجه کنیم. تفکیک سیاست‌های کوتاه‌مدت و نحوه برخورد دولت آمریکا با مسائل کوتاه‌مدت جهانی با یکدیگر تفاوت قابل ملاحظه‌ای دارد ولی در پشت این تفاوت ها در مورد مسائل بلند مدت و استراتژیک تفاهم قابل توجهی وجود دارد. به عنوان مثال برای دو حزب جمهوریخواه و دموکرات تسلط اقتصادی چین بر نظام جهانی،  توسعه سرمایه و افزایش  هزینه های نظامی و نفوذ بسیار گسترده  در شرق آسیا و کشورهای دیگر آسیا در کنار سرعت رشد اقتصادی چین دغدغه ای یکسان است. تحولات ایجاد شده در نظام جهانی و گسترش اقتصاد چین در جهان مسئله مورد اختلاف حزب دموکرات و جمهوری خواه نیست.  هر دو حزب خواهان کنترل اقتصاد چین هستند.  هر دو حزب خواهان کنترل سرمایه گذاری و افزایش توان نظامی چین هستند، دو حزب مخالف توسعه بیش از حد تکنولوژی در کشور چین هستند.  این وحدت نظریه در مورد مسائل استراتژیک،  درباره نحوه برخورد با این مسائل اختلاف نظر بین این دو حزب وجود دارد به عنوان مثال دولت اوباما به شدت خود را درگیر سیستم پولی و سیاست گذاری نرخ یوان می کند در حالیکه دولت ترامپ بیشتر از ناحیه کنترل های فیزیکی و اعمال تعرفه های گمرکی و حمله مستقیم به خاطر شیوع و گسترش ویروس کرونا در جهان می کند. این در حالی است که هر دو حزب هدف واحدی را پیگیری می کنند.

بنابراین در پاسخ به پرسش شما در باره نحوه برخورد دو حزب با ایران می توان گفت که هدف دو حزب در ارتباط با ایران مشابه است ولی هر دو از شیوه های متفاوتی استفاده می کنند. مثلا در زمان دموکراتها ، به ویژه در زمان اوباما، بیشتر از حربه تنگ کردن فرصت های اقتصاد ایران از طریق تحریمها استفاده کردند ولی هم اکنون از طریق فشارهای مستمر و بدون توجه به قوانین بین المللی و تحت فشار قرار دادن بازار ارز استفاده می کنند.  

*انتخاب شدن کدام یک از دو گزینه اصلی مطرح انتخابات آمریکا از نظر اقتصادی، آسیب کمتری برای ما در پی دارد؟ سیاستگذار اقتصادی ایران در برابر هر کدام از گزینه‌ها چه واکنش‌هایی می‌تواند داشته باشد؟

همان طور که در پاسخ سوال اول توضیح دادم دو حزب حاکم بر جامعه آمریکا در دوره های مختلف سیاستهای متفاوتی را اتخاذ کرده اند ولی هر دو  یک هدف مشترک داشته اند. این سیاست مشترک کنترل سیاست‌های برون مرزی جمهوری اسلامی ایران بوده است. به طور معمول هم، این سیاست با تضعیف سیاسی و اقتصادی حکومت اسلامی ایران همراه بوده است. ولی اگر ملاحظه کنیم متوجه خواهیم شد که سیاست‌ دولت‌های دموکرات  در آمریکا  به موازات سیاست‌های بین المللی بوده است. به عبارت دیگر  دموکرات ها از طریق مجامع بین المللی تلاش کردند که ایران را تحت فشار بگذارند و این فشارها عمدتا  اقتصادی و از طریق تحریم های گسترده بوده است. به همین دلیل است که اوباما  تمام تلاش خود را کرد که از طریق مجامع بین المللی ایران را تحریم کند و بر عکس آنچه که تصور می شود تحریم‌های اقتصادی اعمال شده بر ایران در زمان اوباما بسیار گسترده بود. در حالیکه جمهوری خواهان بیشتر به دنبال ایجاد تنش و اعمال فشارهای سیاسی بر ایران بوده اند. بنابراین می توان پیش بینی کرد که اگر ترامپ در انتخابات نوامبر مجدداً به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شود انتظار داریم که فشارهای سیاسی در ایران بیشتر شود. این فشارها با تمام نیرو انجام می شود تا از این طریق باب مذاکره باز شود. تا کنون هم دریافته است که ایران در مقابل این فشارها مقاومت کرده است.  بنابراین سناریوی باقیمانده افزایش تنش بین ایران و امریکا خواهد بود. در چنین شرایطی ما مواجهه  با افزایش فشار بر اقتصاد ایران خواهیم بود به طور طبیعی با افزایش فشارها وضعیت اقتصاد ایران به مراتب بدتر خواهد شد. به عبارت دیگر اقتصاد ایران در شرایط انقباضی شدیدتری قرار خواهد گرفت. اولین تاثیر این شرایط افزایش قیمت دلار خواهد بود. این همان چیزی است که ترامپ به دنبال آن است. چون میداند که اقتصاد ایران نسبت به نرخ ارز بسیار حساس است. جدا از نرخ ارز بازار بورس نیز از آمدن ترامپ استقبال نخواهد کردو پیش بینی می شود که دوباره ارز در اقتصاد ایران نقش ژنرال را بازی می کند. یعنی با تغییر نرخ ارز سایر متغیرهای اقتصادی خودش را با آن منطبق و تعدیل می کند. در صورت انتخاب بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا افزایش فشار اقتصادی بر ایران  پیش‌بینی می‌شود. ولی تفاوت بایدن و ترامپ در مسیری است که سیاست‌های فشار بر ایران انتخاب می شود و چون بایدن نماینده دموکرات ها در آمریکا است تمام تلاش خود را می کند که افزایش فشارهای اقتصادی بر ایران را ادامه  دهد ولی ترجیح می دهد که این فشارها از مسیرهای بین المللی انجام شود. در این صورت اعمال فشارهای اقتصادی بر ایران در صورت انتخاب بایدن به صورت قانونی  و در زمانی طولانی انجام خواهد .  ولی از نظر اجرا بسیار قوی تر انجام خواهد شد. به همین دلیل بازارها در ایران واکنش مساعدی به انتخاب بایدن خواهند داشت. مثلا احتمال کاهش قابل توجه دلار وجود دارد و در پی آن قیمت ها هم به میزانی قابل ملاحظه کاهش خواهند یافت. ولی باید منتظر افزایش یکباره بازار بورس هم خواهیم بود.

*اگر قرار بر مشابهت‌سازی باشد به نظر شما این دوره از انتخابات آمریکا از نظر تاثیرگذاری بر فضای سیاسی و اقتصادی ایران، بیشتر شبیه کدام یک از دوره‌های قبلی انتخابات ریاست جمهوری این کشور است؟

اتفاقا مشابهت های زیادی در اقتصاد ایران در رابطه با سیاستهای دموکراتها و جمهوری خواهان وجود دارد. در اینجا نمی توان به مشابهت این سیاستها اشاره کرد، ولی اگر نگاهی به سیاستهای اعمال شده امریکا و اثرگذاری آنها بر اقتصاد ایران توجه کنیم مشابهت های زیادی بین سیاستهای اعمال شده کارتر در قبل از انقلاب و سیاستهای بیل کلینتون و باراک اوباما در بعد از انقلاب می توان یافت. در بعد از انقلاب در چارچوب قوانین بین المللی همیشه اقتصاد ایران تحت فشار دموکراتها بوده است در حالیکه در زمان بوش و ترامپ ایران به عناوین مختلف تحت فشارهای سیاسی امریکا بوده است. القابی که برای نقش ایران در نظام جهانی در زمان بوش و ترامپ انتخاب شده است نزدیکی عجیبی با هم دارند. بوش هم همانند ترامپ از اهرم های سیاسی بیشتر استفاده می کرد تا ایران را تحت فشار قرار دهد. در حالیه اوباما به طور واضح از ابزارهای اقتصادی  برای مقاصد خود استفاده می کرد. یعنی همان کاری که از بایدن انتظار می رود.

*با هر کدام از نتایج این انتخابات، در وضعیت امروز بازار جهانی نفت و همچنین در تحریم های ایران ممکن است چه گشایش‌ها یا تغییراتی به وجود بیاید؟

با انتخاب ترامپ پیش‌بینی می‌شود که بازارهای مالی در  جهان با نوسانات قابل توجهی همراه باشد این نوسانات به طور معمول قیمت ارزهای امن  را بالا میبرد. نمونه این ارزها ین ژاپن،  فرانک سوئیس و  دلار آمریکا است.  بنابراین انتظار  می رود که با انتخاب ترامپ نرخ دلار آمریکا نسبت به سایر ارزهای بین المللی افزایش یابد. آنچه که تاکنون در بازارهای مالی جهان اتفاق افتاده است این است که با افزایش دلار آمریکا قیمت کالاهای پایه در بازارهای  جهانی کاهش می یابد.  دو کالای بسیار حساس که نسبت به تغییرات دلار در بازارهای جهانی واکنش نشان می دهند طلا و نفت است.  بنابراین انتظار می رود که  قیمت نفت در بازارهای جهانی کاهش قابل توجهی را تجربه کند. گذشته از واکنش قیمت نفت به تغییرات قیمت دلار، نفت در بازارهای جهانی به  کاهش انتظاری نرخ رشد تولید در جهان نیز واکنش نشان می دهد. این واکنش نیز می تواند قیمت نفت را پایین بیاورد. در مجموع می توان انتظار داشت که به دلیل عوامل گفته شده قیمت نفت کاهش یابد.  در حالی که انتظار می رود که با انتخاب بایدن تغییرات قیمت  نفت جهت متفاوتی را تجربه کند، یعنی هم به دلیل کاهش ارزش دلار و هم به خاطر انتظار نرخ رشد تولید در جهان قیمت نفت افزایش یابد. ولی  واکنش بازار های مالی از جمله بازار سهام در کشورهای مختلف جهان به اندازه تغییرات قیمت نفت روشن و شفاف نیست.  ولی  می‌توان گفت که در صورت انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهوری آمریکا بازار بورس آمریکا و  بسیاری از کشورهای جهان بهبود خواهد یافت. این چیزی است که بازارهای بورس در دوره چهار ساله ترامپ به  خوبی تجربه کرده است.

همانطور که قبلاً توضیح داده شد با انتخاب ترامپ انتظار می رود که تحریم‌های شدیدتری بر علیه ایران اعمال شود. همان طور که در چهار سال گذشته تجربه کرده ایم این تحریم ها با اعمال فشار ها و تبلیغات سیاسی گسترده بر علیه ایران خواهد. بنابراین می توان  انتظار داشت که تحریم ها با سرعت بالا بدون هماهنگی با سازمانهای  بین المللی اتخاذ خواهد شد. این شرایط موجب خواهد شد که فشار و التهاب در بازارها  بیشتر شود.

این شرایط در صورت انتخاب بایدن متفاوت خواهد بود.  حداقل آن این است که اگر ایران وارد مذاکرات بین المللی شود و در صورتی که قوانین بین المللی را رعایت کند احتمال کاهش تحریم ها وجود دارد. اینکه با انتخاب بایدن  برجام به وضعیت اولیه خود برگردد  جای تردید وجود دارد.  ولی در صورت ایجاد فضای تفاهم بین دولت جدید امریکا و دولت  ایران احتمال کاهش تحریمها و افزایش   صادرات نفت به وجود خواهد آمد. به نظرم این شرایط فرصت خوبی است که ایران می تواند از آن بهره ببرد. نا گفته نماند که کاهش تحریم ها به معنی افزایش درآمدهای ارزی ایران نخواهد بود، چون کماکان ما در لیست سیاه FATF  خواهیم بود. این مساله دیگر ربطی به مساله تحریمها ندارد.  .

*آثار بلندمدت انتخابات آمریکا چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با اثرات کوتاه مدت آن بر اقتصاد ایران دارد؟

این سئوال بسیار خوبی است و جای آن در بحث ما خالی بود. یکی از تاکیدهایی که من دارم و در سئوال اول شما به آن پرداختم این است که در بلند مدت سیاست هر دو حزب به یک جا می رسد، ولی چون راهکارها متفاوت است ایران می تواند از سیاستهای متفاوتی در رویارویی با هر یک از احزابی که حاکم خواهند شد استفاده کند. یعنی در کوتاه مدت برای ایران فرصتهایی وجود دارد که اگر از آنها استفاده نشود در بلند مدت از بین خواهد رفت. به عبارت دیگر سیاستهای کوتاه مدت دموکراتها که متفاوت از جمهوری خواهان است، در بلند مدت به یک جا می رسند و آن هم محدودیت های بیشتر برای ایران است.

*چه توصیه‌هایی به سیاستمداران ایرانی می توان کرد که اقتصاد کشور از نتایج منفی احتمالی این انتخابات کمتر آسیب ببیند؟

من در زمینه پیشنهاد دادن به دولت متاسفانه تخصصی ندارم. اقتصاد را برای مدیران توضیح میدهم و بنابراین تنها می توانم به بعضی کلیات اشاره کنم.

انتخاب ترامپ – در این سناریو به نظرم لازم است ایران از طریق لابی های بین المللی افکار عمومی جهان را به سمت خود متمایل کند. چون همان طور که گفتم جمهوری خواهان زیاد به مناسبات و قراردادهای بین المللی پای بند نیستند و این خود می تواند محلی برای اعمال فشار بر امریکا باشد. دوم با انتخاب ترامپ بازار به طور خودکار قیمت دلار را بالا می برد و بنابراین بانک مرکزی می تواند تمهیدات لازم را در این زمینه بیندیشد. با افزایش دلار التهاب به بقیه بازارها منتقل می شود و می تواند برای اقتصاد ایران مشکلات را بیشتر کند. نباید روی انتخاب نشدن ترامپ برنامه ریزی کرد. نایده نگیریم که صدای موافقین ترامپ در شبکه های مجازی نسبت به رقیب خود کمتر است ولی در عمل قوی وارد می شوند. بنابراین نتایج همه پرسی ها را باید با تردی نگاه کرد. به نظرم با شروع مبارزات انتخابی هواداران ترامپ بیشتر می شود، طیف وسیعی از نژادپرستان، فعالان بازار سرمایه به ترامپ رای می دهند. بنابراین باید انتخاب ترامپ را جدی گرفت و به عنوان یک سناریوی بسیار محتمل روی آن برنامه ریزی کرد. با توجه به مشکلاتی که تراپ با ایران داشته است تمایل زیادی به گفتگو پیدا کرده است. در این فضا احتمال گرفتن امتیاز از ترامپ وجود دارد.

در نقطه مقابل در صورت انتخاب بایدن، به نظرم به طور جدی باید ایران را از لیست سیاه FATF  خارج کرد. این لیست سیاه محدودیت های جدی برای اقتصاد ایران فراهم می کند که صادر کنندگان و ایرانیانی که در سراسر جهان فعالیت می کنند این محدودیت ها را تجربه کرده اند. گذشته از آن فعال شدن در سازمانهای بین المللی و متعهد بودن به پیمانهای بین المللی می تواند جایگاه ایران را در فضای بین المللی باز کند. ایران برای توسعه اقتصاد خود به این فضای بین المللی نیاز دارد.

نظرات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه