خیلی دور، خیلی نزدیک

آیا بازارهای جهانی در آستانه سقوط قرار دارند ؟

این مقاله در هفته نامه تجارت فردا – شماره ۳۳۶ – آبانماه ۹۸ چاپ شده است.

بررسی وضعیت اقتصاد جهانی سالهاست که توسط اقتصاددانان رادیکال مورد نقد قرار گرفته است و هر یک از این اقتصاددانان بحرانی را در آینده نزدیک یا دور پیش بینی کرده اند. این اقتصاددانان عمدتاً در زمره اقتصاددانانی به شمار می‌روند که وضعیت موجود را نمی پذیرند.  ولی از طرف دیگر اقتصاددانانی هستند که وضعیت موجودstatus quo   را قبول دارند ولی در مورد وضعیت آینده اقتصاد پیش بینی ها و هشدار هایی دارند.  نزدیک به بیش از یک سال است که این گروه از اقتصاددانان وضعیت اقتصاد جهانی را مطلوب توصیف نمی کنند و آینده ای که برای اقتصاد جهانی پیش بینی می کنند عمدتاً رکودی و یا به عبارت کلی تر نامطلوب است.  از یک سال پیش که پیش بینی ها درباره آینده اقتصاد جهانی بیشتر شد جدایی یا واگرایی در آنچه که در سال ۲۰۲۰ اتفاق خواهد افتاد، بسیار زیاد بود.  معمولاً در باره پیش بینی مسائل اقتصادی یک نکته مهمی که وجود دارد این است که هرچه فاصله زمانی پیش بینی ها از  نقطه ای در آینده که قرار است پیش‌بینی شود بیشتر می شود درجه دقت پیش بینی ها کمتر می شود.  به عبارت دیگر اگر در سال ۲۰۱۸ اقتصاد جهان را در سال ۲۰۲۰ پیش بینی کنیم دقت پیش بینی  بسیار کمتر خواهد بود از زمانی که این پیش بینی در سال ۲۰۱۹ انجام شود.  در همین زمینه تحقیقی بر روی پیش بینی متغیرهای اقتصاد جهانی در سال های مختلف انجام شده و این تحقیق نشان می دهد که هر چه به ماه یا سال مورد پیش‌بینی نزدیکتر می شویم همگرایی بین پیش بینی اقتصاددانان بیشتر می شود.  هم اکنون هم ما با چنین پدیده ای مواجه هستیم یعنی در سال ۲۰۱۸ بیشتر اقتصاددانان برای سال ۲۰۲۰ رکود و یا  بحران مشخصی را پیش‌بینی نمی‌کردند و بنابر این تعداد اقتصاددانانی که پیش بینی سال ۲۰۲۰ را کرده بودند بسیار کم بودند و همین طور که به انتهای سال  ۲۰۱۸ نزدیک شدیم تعداد اقتصاددانانی که رکود را برای سال ۲۰۲۰ پیش بینی کرده بودند بیشتر شدند.  در نیمه اول سال ۲۰۱۹ مجدداً تعداد این اقتصاددان افزایش پیدا کرد تا اینکه در ماه های اخیر بیش از ۵۵ درصد است اقتصاددانانی که در مورد رکود سال ۲۰۲۰ مورد پرسش قرار گرفته بودند وقوع رکود اقتصادی در نیمه دوم سال ۲۰۲۰ را تایید کردند. ولی با وجود اینکه بیش از ۵۰ درصد اقتصاددانان رکود را در سال ۲۰۲۰ پیش بینی کرده اند ، ولی ممکن است این پیش‌بینی تحقق نپذیرد.  دلیل آن هم این است که یک تورش قابل ملاحظه در انتخاب این اقتصاددان وجود دارد و دوم اینکه همیشه پیش بینی آینده،  توسط هر کسی انجام شود و یا توسط هر سازمانی که انجام شود،  باز یک احتمال است و تنها قطعیتی که در مسائل اقتصادی و پیش بینی ها وجود دارد این است که هیچ پیش بینی قطعیت ندارد.  ولی جدا از اینکه برآوردهای اولیه اقتصاددانان بیشتر به سمت رکود اقتصادی در سال ۲۰۲۰ است،  بعضی از اقتصاددانان مطرح در جهان نیز در این زمینه نظریات قابل توجهی ارائه کرده اند . مثلاً رابرت شیلرRobert J Shiller    اقتصاد دان معروفی است که در دانشگاه ییل Yale University  مشغول به کار می باشد و در ماه های اخیر در مورد آینده رکودی اقتصاد جهانی و به خصوص اقتصاد آمریکا نکات قابل توجهی را مطرح کرده است.  شیلر معتقد است که اقتصاد آمریکا و در پی آن اقتصاد جهانی در سالهای نه چندان دور گرفتار رکود شدید خواهد شد.  وی یکی از دلایل عمده این رکود  را حباب موجود در بازار مسکن در جهان و در آمریکا می داند.  در باره حباب موجود در شهرهای معتبر جهان  انجام شده است و این مطالعه نشان می دهد که در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان بخش مسکن دارای حباب است و در بعضی از شهرها این حباب بسیار بزرگ و شکننده است.  در این تحقیق از نسبت قیمت املاک مسکونی بر اجاره پرداختی سالانه محاسبه شده است . این محاسبه نشان می‌دهد که این نسبت از مرز متعارف در برخی شهرهای بزرگ جهان فراتر رفته است.  وجود حباب در بازار مسکن چین،  آلمان،  کانادا و بسیاری از کشورهای دیگر نشان می دهد که حباب مسکن در کشورهای مهم جهان می ‌تواند شروع یک رکود اقتصادی باشد. اقتصاد دان مطرح دیگری به نام ژوزف استیگلیتز Joseph Stiglitz  نیز چشم ‌انداز مثبتی برای اقتصاد آمریکا پیش بینی نمی کند از نظر وی اقتصاد امریکا با مدیریت تخریب کننده دونالد ترامپ  می تواند بحران بزرگی را در اقتصاد جهانی ایجاد کند.  این بحث ها، چه در روزنامه‌ها و مجلات  و چه توسط اقتصاددانان مطرح و چه از طریق برآورد گروه وسیعی از اقتصاددانان همیشه مطرح بوده است و همیشه مخالفین و موافقین خاص خود را داشته است.  بهتر است به جای ارجاع دادن به برآورد ها و اقتصاددانان مطرح در جهان نگاهی به روند های موجود در اقتصاد جهانی بکنیم تا از این طریق بتوانیم به درک ملموس تر و مشخص تری از اقتصاد جهانی دست یابیم.

روندها و تحولاتی که در  اقتصادی در حال شکل گیری است می‌تواند به ما کمک بکند که وقوع یک رکود فراگیر در سطح اقتصاد جهانی تا چه اندازه محتمل است.  در ادامه به این تحولات و روند ها اشاره می شود.

  1. در ۱۰ ماه گذشته بیش از ۶۰ بار نرخ بهره در کشورهای مختلف جهان کاهش یافته است و در موارد بسیار بسیار معدودی نرخ بهره در بعضی از کشورها افزایش داشته است.  در مجموع کاهش نرخ بهره  روند عمومی تصمیمات بانکهای مرکزی بوده است و بنابراین می توان گفت که اقتصاد جهانی از نظر سیاست گذاری روی نرخ بهره در یک وضعیت کاملاً انبساطی قرار گرفته است.  وقتی نرخ بهره کاهش پیدا میکند،  مشخص است که اقتصاد نمی تواند به اندازه کافی رشد کند و یا می توان گفت که تقاضای موثر در بازار کاهش یافته است و یا روند افزایشی آن کند شده است.  به همین دلیل است که بانک‌های مرکزی شروع به کاهش نرخ بهره می کنند.  کاهش بیش از ۶۰ بار نرخ بهره در ده ماه گذشته به خوبی نشان دهنده کند شدن اقتصاد جهانی است. این کاهش نه تنها در کشورهای در حال توسعه بلکه در کشورهای صنعتی شده جهان هم به عنوان یک سیاست متعارف اجرا شده است.  نه تنها کاهش نرخ بهره به یک سیاست عمومی تبدیل شده است،  بلکه بعضی از کشورها همانند ژاپن، سوئیس، سوئد و دانمارک وارد منطقه نرخ بهره منفی شده اند و اروپا نیز آماده است که در اجلاس بعدی بانک مرکزی نرخ بهره منفی را برای اولین بار در چند سال گذشته اعلام کند. هر چند که هم اکنون نرخ بهره پس اندازها نیم درصد منفی است. گذشته از آن پیش بینی قوی می شود که بانک مرکزی اروپا چاپ پول را دوباره در برنامه خود بگذارد. بنابر این اگر از این زاویه نگاه بکنیم اقتصاد جهان وارد یک دوران کاهش نرخ رشد اقتصادی شده است و ویژگی این کاهش فراگیر بودن آن در بسیاری از نقاط جهان است.  می توان از هم اکنون پیش‌بینی کرد که اگر در سال ۲۰۲۰ اقتصاد جهان وارد رکود فراگیر نشود کاهش نرخ رشد اقتصادی اجتناب‌ناپذیر است. (  کاهش نرخ رشد اقتصادی برای این که به رکود تبدیل شود شرایط خاصی دارد که در حوصله این مقاله نیست) .
  2. نرخ رشد اقتصادی در بسیاری از کشورهای جهان رو به کاهش است.  صندوق بین المللی پول برآورد خود را از نرخ رشد اقتصادی در خاورمیانه و سایر مناطق جهان را کاهش داده است . در برخی از کشورهای اروپایی نرخ رشد اقتصادی کاهش یافته و در گروهی دیگر نرخ رشد اقتصادی منفی شده است.  در آمارهای منتشر شده در چند ماه گذشته نرخ رشد اقتصادی در قدرتمند ترین کشور اروپا،  یعنی ، آلمان ،  کاهش یافته و برای اولین بار در چند سال گذشته به محدوده منفی وارد شده است.  از نظر مقامات اقتصادی آلمان،  این کشور رسما وارد رکود اقتصادی شده است و این اعلام زنگ خطری برای رکود فراگیر در اروپا به حساب می آید.
  3. یکی از شاخص های معروفی که معمولاً برای دوران های رکود و رونق استفاده می شود شاخصPMI  است.  این نماگر  نشان دهنده شاخص خرید مدیران Purchasing Managers’ Index  است و به طور ماهانه در ۷۰ سال گذشته  در آمریکا و بسیاری از کشورهای مطرح جهان محاسبه و منتشر می گردد. این شاخص بین عدد صفر و صد تغییر می کند و هرچه به عدد ۵۰ و بالاتر برسد نشان دهنده رونق در تولید است و در مقابل اگر زیر ۵۰ باشد، در مقایسه با ماه قبل، نشان دهنده کند شدن تولید و ورود به منطقه رکودی است.  برای بررسی اینکه تا چه میزان رکود و رونق در شرایط فعلی در کشور های جهان وجود دارد می توانیم روند تغییرات PMI  را در چند ماه گذشته مورد بررسی قرار دهیم . آخرین آمارهای منتشر شده از کشورهای جهان نشان می‌دهد که آلمان هندوستان ژاپن سنگاپور های جنوبی انگلستان در منطقه رکودی هستند و  میزان این شاخص دربسیاری از کشورهای جهان در  محدوده ۵۰ است .  معنی مشخص اعداد شاخص خرید مدیران نشان می دهد که بسیاری از کشورهای جهان در لبه حساسی  قرار گرفته اند و ورود آنها به منطقه رکودی فاصله چندانی وجود ندارد.  آلمان یکی از کشورهایی است که با بیشترین میزان کاهش در شاخص،  رکود اقتصادی را تجربه می کند.  تغییرات این شاخص در دو سه ماهه آینده نشان می دهد که این روند رو به کاهش است یا درسطح عدد ۵۰ مقاومت می کند.  این شاخص به دلیل اینکه همبستگی بسیار بالایی با تولید ناخالص داخلی در چند سال گذشته در کشورهای مختلف داشته است دارای اعتبار است و به همین دلیل در تحقیقات اقتصادی به نحو گسترده ای از آن استفاده می شود.
  4. مطالب گفته شده  در بالا بیشتر توسط کسانی که در بازارهای مالی سرمایه گذاری می کنند مورد استفاده قرار می گیرد،   ولی اقتصاددانان به شاخص دیگری توجه می کنند.  این شاخص نرخ بازدهی اوراق قرضه است.  اوراق قرضه به طور معمول هرچه تاریخ سررسید آن کوتاه تر باشد بازدهی کمتر و هر چه این تاریخ بلند مدت تر باشد نرخ بازدهی آنها بالاتر است.  طبیعی است که وقتی شما در اوراق قرضه بلند مدت سرمایه گذاری می کنید انتظار سود بیشتری را دارید.  به همین دلیل وقتی بازدهی اوراق قرضه را برای سررسیدهای متفاوت ترسیم بکنیم روند منحنی به دست آمده  صعودی خواهد بود.  ولی شرایطی به وجود می‌آید که در بلند مدت ریسک نگهداری اوراق قرضه بالا میرود و در نتیجه بازدهی این اوراق کاهش پیدا می کند. سرمایه‌گذاران در چنین شرایطی ترجیح می دهند که اوراق قرضه کوتاه مدت را خریداری کنند و همین مسئله موجب می شود که بازدهی اوراق قرضه کوتاه مدت افزایش بیشتری داشته باشد تا بازدهی اوراق قرضه در بلند مدت.  اگر روند افزایش سطح ریسک بازار ها در بلند مدت بالا برود بازدهی اوراق قرضه در بلند مدت شروع به کاهش پیدا میکند و در مقابل بازدهی اوراق کوتاه مدت شروع به افزایش پیدا میکند و در این شرایط اگر منحنی بازدهی اوراق قرضه را ترسیم کنیم،  منحنی به جای این‌که صعودی باشد شکل نزولی پیدا می کند.  وقتی منحنی بازدهی اوراق قرضه از حالت صعودی به حالت تقریباً مسطح و   از حالت مسطح  به حالت نزولی تغییر شکل دهد،  سرمایه گذاران و تحلیل‌گران بازار های مالی متوجه می شوند که سطح ریسک بازار ها افزایش یافته است.  به همین دلیل است که در حالت بازدهی اوراق قرضه معکوس inverted bond yield curve به عنوان یک نشانه گر برای کاهش تولید ناخالص داخلی،  بالا رفتن سطح ریسک بازار ها و  و پایین آمدن بازدهی سهام  دیده می شود.  بنابراین وقتی سرمایه گذاران بازارهای مالی می بینند که شیب صعودی منحنی بازدهی اوراق قرضه در حال کاهش است خود را به تدریج آماده می کنند تا از بازارهای مالی خارج شوند و یا به جای اینکه سرمایه گذاری در ابزارهای تهاجمی بکنند Aggressive Instruments  تمایل پیدا می‌کنند که در ابزارهای تدافعی Defensive Instruments  سرمایه گذاری بکنند.  به عنوان مثال در شرایط تهاجمی ، که همراه است با توسعه ظرفیت بنگاه ها و افزایش سرمایه گذاری و اشتغال،  سرمایه گذاران بیشتر در ارزهای کالا پایه و بازار سهام سرمایه گذاری می کنند و در شرایطی که ریسک بازار ها افزایش پیدا میکند سرمایه گذاران تلاش می‌کنند با خرید اوراق قرضه کوتاه مدت،  خرید فرانک سویس و ین  ژاپن و سرمایه گذاری بر طلا از بالا رفتن سطح ریسک بازار ها بهره برداری کنند.  اگر شرایط اقتصاد جهانی را نگاه کنیم ملاحظه می کنیم که هم قیمت طلا در حال افزایش است،  هم قیمت ین ژاپن و فرانک سوئیس در بازارهای جهانی افزایش یافته است،  و هم  بازدهی اوراق قرضه کوتاه مدت در مقایسه با اوراق قرضه بلند مدت افزایش داشته است و بنابراین این منحنی بازدهی اوراق قرضه تقریباً در حالت معکوس قرار گرفته است،  می توان نتیجه گرفت که سرمایه‌گذاران در حال آماده سازی خود برای رویارویی با یک رکود در سال ۲۰۲۰ هستند.  از طرف دیگر بسیاری دیگر از اقتصاددانان معتقدند که منحنی معکوس بازدهی اوراق قرضه نشانگر رکود نیست و لذا استفاده از این منحنی را برای توضیح رکود اقتصادی قبول ندارند،  ولی وقتی شکل این منحنی را با عوامل گفته شده در بالا مورد بررسی قرار می دهیم بیشتر تمایل داریم که بپذیریم که اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۰ در شرایط رکودی قرار خواهد گرفت و اگر هم رکود به معنی متعارف خود شکل نگیرد،  می توان پیش بینی کرد که نرخ رشد اقتصادی در ۶ ماهه دوم سال ۲۰۲۰ به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش خواهد یافت.

با بررسی مجموع این موارد که در بالا گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که وضعیت اقتصاد جهانی مناسب نیست. نرخ رشد در بسیاری از کشورهای جهان در حال کاهش است. کاهش نرخ رشد اقتصادی در ژاپن دوباره آغاز شده است، آلمان در منطقه نرخ رشد اقتصادی منفی قرار دارد، بیکاری در اروپا بسیار بالا است، نرخ رشد اقتصادی در اروپا راضی کننده نیست و ممکن است روند کاهش نرخ رشد، شتاب بیشتری بگیرد. انگلستان از نظر نرخ رشد اقتصادی وضعیت مناسبی ندارد و از نظر سیاسی هم به شدت آسیب پذیر است. جنگ تجاری بین چین و امریکا می تواند ادامه دار باشد و احتمال اینکه این جنگ تجاری منجر به کاهش نرخ رشد اقتصادی شود بسیار زیاد است. برخی از تحلیل گران اقتصاد جهانی معتقدند که جنگ تجاری بین امریکا و چین می تواند رکود سال ۲۰۲۰ را به واقعیت اجتناب ناپذیر تبدیل کند. گذشته از جنگ تجاری، همان طور که رابرت شیلر در مطالعات و گفتگوهای خودش تاکید کرده است ، بخش مسکن در جهان حباب بزرگی دارد که می تواند ترکیدن این حباب در یکی  از کشورهای بزرگ جهان، اقتصاد جهانی را وارد یک رکود عمیق کند. در کنار این عوامل یک مشکل ساختاری هم در جهان وجود دارد و آن افزایش بی رویه بدهی دولتها، شرکتها و خانوارها در کشورهای عمده جهان است. سطح این بدهی ها به بالاترین میزان خود در طول تاریخ رسیده است و ممکن است همان طور که بحران بدهیها در یونان اروپا را مستعد بحران فراگیر کرد، بحران بدهی ها در کشوری مثل چین یا امریکا و یا اروپا می تواند بازار جهانی را وارد رکود کند. ضمنا یادمان باشد که بازارها در سالهای اخیر به شدت الکترونیک شده اند و اگر در بخشی از اقتصاد جهانی بحرانی دربر بگیرد، میتواند با سرعتی بی سابقه بقیه مناطق جهان را وارد بحرانی جدی کند. بنابراین پدیده ای تحت عنوان flash crash  به یک پدیده جدی ممکن است تبدیل شود و تا کنون سقوطهای الکترونیک با سرعت کمی در حال توسعه است و در صورتیکه رکود عمیق تر شود امکان دارد که که دامنه این رکود با این سقوطها عمیق تر شود. بنابراین در مجموع می توان گفت که اقتصاد جهانی شکننده است. شکننده تر از هر موقع دیگر در بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸ و بنابراین هر لحظه ممکن است اقتصاد جهانی درگیر بحرانی پیش بینی نشده بشود. ولی آنچه که به درصد بالایی قابل پیش بینی است این است که بحران به طور پتانسیل در بازار جهانی وجود دارد و تنها نیاز دارد که با یک محرک تبدیل به یک رکود و یا بحران فراگیر شود. این محرک ممکن است در سال ۲۰۲۰ فعال شود و ممکن است در سال ۲۰۲۱ ، پیش بینی زمان بحران سخت است ولی تحقق آن اجتناب ناپذیر است.

, , , ,

نظرات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عضویت در خبرنامه